کاش قلبم درد پنهانی نداشت
كاش قلبم درد پنهانی نداشت
چهره ام هرگز پريشانی نداشت
كاش می شد دفتر تقدير عشق
حرفی از یک روز بارانی نداشت
كاش می شد راه سخت عشق را
بی خطر پيمود و قربانی نداشت
غرق عشق
كاش قلبم درد پنهانی نداشت
چهره ام هرگز پريشانی نداشت
كاش می شد دفتر تقدير عشق
حرفی از یک روز بارانی نداشت
كاش می شد راه سخت عشق را
بی خطر پيمود و قربانی نداشت
حتی توی عالم عکس و نقاشی
روی پیشونی سرنوشته
تو باید فقط مال خودم باشی
نمی ذارم که تو رو بدزدنت
جای تو فقط روی چشمای منه
توی فال من فقط اسم توهه
کسی که چشاش مث تو روشنه
آقا الاغه به خانم الاغه گفت :
بیا همدیگر را دوست داشته باشیم![]()
خانم الاغه نرم و نازک عرعر کرد و یک جفت جفتک جانانه به پهلوی آقا الاغه زد
.
آقا الاغه خوشنود شد .![]()
دُمش را تکان داد و یک لگد محکم و چکشی به پشت خانم الاغه زد.![]()
آن گاه هر دو شاد و خندان راه افتادند و فهمیدند چه عشق خرکی به هم دارند و همدیگر را دوست دارند، اما چند وقت بعد با ناراحتی از هم جدا شدند.![]()
چون صاحبشون آقا الاغه را فروخت.![]()
آنها هرگز خاطره آن جفتک و لگد را فراموش نکردند.![]()

به کدامین گناه تو را به اسارت بردند؟
به کدامین گناه تو را درسلول کوته فکری خود به غل و زنجیر کشیدند؟
به کدامین گناه تو را سیاه پوش کردند و به انفرادی فرستادند؟
به کدامین گناه احساست را ربودند؟
به کدامین گناه تو را آلوده به گناه عاشقی کردند؟
به کدامین گناه گلویت را با بغض فشردند؟
به کدامین گناه خنجر بر پشتت زدند؟
به کدامین گناه زانوانت را خم کردند؟
به کدامین گناه بر سر جاده منتظرت گذاشتند؟
به کدامین گناه نامه هایت را بی جواب گذاشتند؟
به کدامین گناه نگاهت را رو به آسمان خشک کردند؟
به کدامین گناه لبخندت را محو کردند؟
به کدامین گناه قلبت را تکه تکه کردند؟
به کدامین گناه غرورت را زیر پا لگد مال کردند؟
به کدامین گناه نفس هایت را به شماره انداختند؟
به کدامین گناه امیدت را نا امید کردند؟
به کدامین گناه بزرگی روحت را تحقیر کردند؟
به کدامین گناه شب و روزت را یکی کردند؟
گناه تو چه بود که محکوم به چنین مجازاتی هستی؟
با من بگو این آخرین پاسخ توست.
فردا با طلوع خورشید تو را به دار می آویزند.
با من بگو به کدامین گناه...؟

زندگي دفتري از خاطره هاست
يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک
يک نفر همدم خوشبختي هاست
يک نفر همسفر سختي هاست
چشم تا باز کنيم ، عمرمان مي گذرد
ما همه همسفريم
دوباره باز خواهم گشت...
نمی دانم چه هنگام٬از کدامین راه...
ولی یکبار دیگر باز خواهم گشت...
و چشمان تو را با نور خواهم شست...
به دیوار حریم عشق یکبار دگر٬من تکیه خواهم کرد...
رسوم عشق ورزی را دوباره زنده خواهم کرد...
به نام عشق و زیبایی٬دوباره خطبه خواهم خواند...
اگه نيايي تو پيشم يه وقت ديدي ميميرم
محتاج يک نگاتم تا جون دارم فداتم
محتاج يک نگاه و قهر بکني ميميرم
دستو پامو گم مي کنم
وقتي نگام مي کني تو
نفس نفس هول مي کنم
وقتي صدام مي کني تو
تو دفتره خاطره هام
تو ذهن و تو آرزوهام
اسم تو هم شده فراموش
اسم تو هم شده فراموش
يادم دادي بسوزم... دارم مي سوزم...دارم مي سوزم
اشکه چشامو ديدي بگو به چي رسيدي
قسم به بي قراريت مردم از چشم انتظاريت
محتاج يک نگاتم تا جون دارم فداتم
محتاج يک نگاه و قهر بکني ميميرم
دستو پامو گم مي کنم
وقتي نگام مي کني تو
نفس نفس هول مي کنم
وقتي صدام مي کني تو
تو دفتره خاطره هام
تو ذهن و تو آرزوهام
اسم تو هم شده فراموش
اسم تو هم شده فراموش
مي دوني که دوست دارم
واسه اينه که دل مي سوزوني تو
گفتم بهت دوست دارم
اما حالا من پشيمونم
برو به درک برو به درک برو به درک
برو به درک...
فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــریــــــــــــاد
فــــــــــــــــــــریـــــــــــــادی بـــــــرای تــــــــــــــــو
فریادی که از اعـــــماق قلـــــب خستـــه ام پا می گیرد
و هــــــــــــــنــــــــــوز کــــــــــــــــه هـــــنـــــــــوز اســـت
و بــــا ایـــــــــــــن کــــــــه مـــــــدت ها از رفتنــــــت گذشته
هنــــــــوز بر حنــــــــــــــجره خســــــته ام جاری نگـــــــــــشته
زیـــــــــبایــــــم
هنوز نتوانسته ام درد عمیق
نبــــودن و رفتـــــــنت را باور کنـــــم
عشــــــــــــــــــــــق من
هنوز صـــــدای زیبای مستیت
و هنوز گم شدن در قطره قطره ی
بـــــــــــــعد صدایت فراموشم نشده
و بــــــــــه خدای اسمان ها قســـــــــم
هـــــــنــــــوز کـــــه هــــنـــــوز اســـــــــت
عروجی که با تو بودن برایـــم اورده پایان نیافته
پرنده را که ازاد کنی
روزی برمــــــــــی گردد
و مــــــــــــــن خاکـــــــی
از ایــــــــــن اتفــــــاق زمینی
زیـــــــــــــاد دور نیســــــــتــــم
روزی مـــــــــــــــی ایـــــــــــــــــم
و تـــــــــــــــو را بــــــــــا خـــــــــــــود
بـــــــــــــــه اوج رویاهـــــایم می بــــرم
مـــــی بــــــــــرم تــــــــــــا ببــــــیــــــــنی
مــــــــــخمـــــــــل رویــــــاهــــای پســــــــرک
چــــــــــــــــــــه رنــــــــــــــــــگـــــــــــــــــی دارد!!!!!!!
مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــن می ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم مـــــــــــــــنــــــــــــــــــــتـظـــــــــــــــــــــــرم بــــــــــــــــــــــــاش
![]()
![]()
![]()
هیچ موجودی را قبل از مرگش خوشبخت ندانید.
![]()
![]()
![]()
عصاره ی تمام مهربانی ها را گرفتند واز آن مادر ساختند.

![]()
وقتی پول حرف می زند حقیقت سکوت می کند.
![]()
![]()
![]()
![]()
کسی که رازتان را به او می گویید صاحب اختیار آزادیتان می شود.
![]()
![]()
حقیقت آفتابی است که اگرهمه ی دنیا ابر شوند در گوشه ی دیگری جلوه می کند.
![]()
![]()
![]()
زن عمیق تر می بیند ومرد دورترعالم برای مرد قلبی است و قلب برای زن عالمی...
![]()
![]()
![]()
![]()
زبان چون درنده ای است که چون رهایش سازی زخم می کند.
![]()
![]()
![]()
![]()
کاش به جای جدایی مردن بودُمردن یک لحه است وجدایی ذره ذره مردن
![]()
![]()
![]()
![]()
رفتنیم رفتنیم باید برم باید برم
بايد كه تنها بمونم آوازه غم رو بخونم
شايد كه رفتنم منو از ياد شما ببره
ولي شما تو قلبمي نهايته شكستنه
حالا كه من دارم ميرم بزار يه چيزيرو بگم
بعدش آرومو بيخيال تو غربت آروم بگيرم
من ميرمو مونده برام يه جفت سوال بي جواب
چرا بايد خسته بشم يا كه دلم باشه كباب
اين زمونه تو غربتش براي من جايي داره
دارم ميرم كه اينطوري قلبتون آروم بمونه
خوب مي دونم كه اينطوري صداي شعرم مي پيچه
تو جاده تنهايي ا يه ميلاد آروم بشينه
خوب آخره قصمونه بايد تمومش بكنم
خدا نگهدار شما اينجا تمومش ميكنم
بايد كه تنها بمونم آوازه غم رو بخونم
شايد كه رفتنم منو از ياد شما ببره
ولي شما تو قلبمي نهايته شكستنه
حالا كه من دارم ميرم بزار يه چيزيرو بگم
بعدش آرومو بيخيال تو غربت آروم بگيرم
من ميرمو مونده برام يه جفت سوال بي جواب
چرا بايد خسته بشم يا كه دلم باشه كباب
اين زمونه تو غربتش براي من جايي داره
دارم ميرم كه اينطوري قلبتون آروم بمونه
خوب مي دونم كه اينطوري صداي شعرم مي پيچه
تو جاده تنهايي ا يه ميلاد آروم بشينه
خوب آخره قصمونه بايد تمومش بكنم
خدا نگهدار شما اينجا تمومش ميكنم
![]()
فکرو زکرم تو بودی او روزا یادته
اون دل کوچیکه من جلوی پات بود یادته
رفتیو با رفتنت پا گزاشتی رو دلم
سرم داره گیج میره تو کجایی عشقه من
وقتی میخواستی بری گفتی بهم غصه نخور
دلو سپردم من به تو غصه نخور
گفتم بهت زود بیا دل من تنگه برات
تو نرفتیو میگی آخه عزیز دلت میاد
میگفتی من برمیگردم خیلی زود
دلو جونم همشون فدای یه تاره موت
ولی رفتیو خیلی وقته نامه ندادی تو برام
آخه پس چی شد بگو تو جواب نامه هام
یه نامه همش دادی همون شده آب غذام
نمیدونی یه غمیه بهم میگه باهات میام
من غمو می خوام چکار آخه تو بهم بگو
فقط نگو دوست ندارم جونه من اینو نگو
آخه عاشقت بودم دیوانه وار باور بکن
دل من تنگه به راحت تو منو یاریم بکن
شبا یه غمی میاد تویه سینم باهام حرف میزنه
می خواد نا امید کنه از نا امیدی دم میزنه
شایدم دیگه نیای این جوری که بوش میاد
فکر کنم وقتی بیای ببینی جنازم رو دوش میاد
اون موقع بگو ببینم دلت برام تنگ میشه ؟
این زمین و آب گل برای تو چه رنگ میشه؟
خلاصه کشتی مارو با این ادائو اشوه هات
دل من تنگه برات* تنگه برات* تنگه برات
وای الان صبح میشه هو هنوز که من نخوابیدم
یه روز دیگم تموم شدش ولی من نفهمیدم
دفتر شعرم دیگه پر شده کجایی تو می خوام برم
دیگه کاری ندارم اینجا روی زمین دارم میرم
تو نبودیو غمت عشقه تو کشت مارو
زیر خاک دفنمو خاک خورد مارو